عبدالله مستوفى
361
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
بافسون آنها فريفته نشده ، و از راه وطنپرستى و ديانت ، از برآوردن تقاضاى آنها تن زده است . ماژور نوئل كه در 1309 ، اوقاتى كه برياست استيناف در كرمان بودم ويس كونسول انگليس در آنجا ، و بعد از وقايع شهريور 1320 ، كلنل نوئل و رئيس قسمت زراعت اراضى خوزستان ، كه موقتا انگليسها از ايران به اجاره گرفته بودند ، شده بود ، يكى از اشخاصى بوده است كه انگليسها براى فريفتن ميرزا كوچك خان بجنگل فرستاده بودند . ولى ميرزا فريب آنها را نخورده ، و ماژور را در جنگل حبس كرد . تا بعدها ، بموجب قرارداد مسالمت بين قواى جنگل و انگليسها ، از زندان ميرزا خلاص گشت . ماژور نوئل عمليات خود را در جنگل پنهان نميكرد . چنان كه از اعتراف برشوه دادن خود ، بخوانين بختيارى هم استنكافى نداشت . بعد از مراجعت مرحوم رضا شاه پهلوى از كرمان ، خود ماژور براى من نقل ميكرد كه در روز شرفيابى اعليحضرت از من پرسيدند : شما بچهمنظور بخانهاى بختيارى رشوه ميداديد ؟ عرض كردم ؛ براى اينكه مانع اقدامات ما در كارهاى نفت جنوب نباشند ، فرمود امروز هم از اين قماش كارها ميكنيد ؟ عرض كردم : امروز كشور ايران سرپرستى مثل اعليحضرت همايون شاهنشاهى دارد ديگر حاجتى به اين خردهكاريها نداريم . پيدا بودن دست انگليسها در كودتا و وزارت جنگ عامل نظامى آن ، و بالاختصاص ، ملا كريمى او در كابينهء وزراء ، چيزى نبود كه ميرزا كوچك خان به آن رضا دهد ، و با چنين كابينه و اين وزير جنگ سر تسليم پيش آورد . پس نزاع بين قوهء جنگل و نيروى دولتى ، بخصوص با فكر سرپا شدن دولت مقتدر كه اساس بازى كودتا بود ناگزير به نظر مىآمد و پيدا بود كه همين كه سر دولت مركزى قدرى از دشمنان عجول مثل امير مؤيد و كلنل محمد تقى خان فارغ شود ، نوبت قواى جنگل هم ميرسد . ميرزا كوچك خان هم البته متوجه مطلب بوده ، و خود را براى پذيرائى قوائى كه عنقريب بسر وقتش مىآمدند حاضر ميكرده ، و بر عده و عدهء خود مىافزوده است . ميدانيم ، بعد از تصويب قرارداد دوستى بين ايران و روس ، ( 18 جدى 1299 ) كشتيهاى بالشويكها كه در ساحل انزلى لنگر انداخته بودند ، در 24 جدى ، آبهاى ايران را ترك گفتند و متجاسرين هم متفرق شدند ، ولى بالشويكها ، بعد از چندى كه ديدند انگليسها از ايران نميروند ، مجددا دو هزار نفرى به خاك ايران فرستادند ، و اين بار عدهء خود را در شهر رشت ساخلو كردند ؛ تا بعد از تشكيل كابينهء قوام السلطنه هم اين عده در رشت ماند ، بعد از آنكه از رفتن انگليسها از خاك ايران مطمئن شدند ، رشت را براى هميشه تخليه كردند ، و ميدان عمليات را براى قواى جنگل بازتر گذاشتند ، ميرزا كوچك خان هم ، كه از دهم جوزاى 1300 ، جمهورى جنگل را اعلام داشته بود همين كه شهر رشت از قواى روس خالى شد ، متوجه اين شهر گشته ، در آنجا مستقر گرديد و تمام ولايت